• 424 بازدید
  • تاریخ:
  • ۰ نظر

www.ayamidanid.com

چگونه حجاب را رعایت کنیم؟، چگونه حجاب اجباری شد؟، حجاب حضرت فاطمه چگونه بود؟، چگونه حجاب داشته باشیم، چگونه حجاب را نهادینه کنیم، چگونه با حجاب شویم؟، فایده‎ی حجاب در بُعد اجتماعی، فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی


حجاب نباشد ایمان و امنیت هم نیست

 با دکتر شعبان حق‌پرست استاد دانشگاه امام‌حسین(ع) و علامه طباطبایی در همین باب به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

معنای «حجاب» چیست و آیا تنها مختص به زنان است؟
کلمه حجاب در لغت به دو معنای پوشیدن و پوشش آمده است، گاهی نیز به معنای هر چیزی که میان دو شیء جدایی انداخته و مانع رسیدن آن دو به یکدیگر شود، به کار رفته است چنانکه در آیه ۴۶ سوره اعراف آمده است: وبینهما حجاب، مراد از حجاب در این آیه چیزی است که مانع از رسیدن لذت بهشتیان به اهل آتش و مانع از رسیدن آزار و اذیت اهل آتش به بهشتیان می‌شود.

در مجموع می‌توان گفت امروزه چادر حجاب برتر برای زنان محسوب می‌شود گرچه نمی‌توانیم بگوییم اگر کسی با یک پوشش دیگری مقدار واجب را بپوشاند باحجاب نیست، منتها نوع پوشش نباید به گونه‌ای باشد که باعث جلب نظر نامحرم شود که در چنین صورتی آن نوع پوشش حرام خواهد بود و به صورت یک قاعده کلی می‌توان گفت، هرگونه رفتار و گفتار و پوششی که باعث شود نظر نامحرم جلب شود حرام خواهد بود حتی در راه رفتن، سخن گفتن، استفاده از آرایش و عطریات و مانند آن. به همین دلیل ملاحظه می‌کنیم که خدای متعال به زنان پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «فلاتحضغن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض (احزاب، آیه ۳۲) با مردان نامحرم به گونه‌ای هوس‌انگیز و با ناز و کرشمه سخن نگویید تا بیماردلان در شما طمع کنند.» مسئله حجاب آنقدر از حساسیت برخوردار است که اگر کسی منکر وجوب حجاب شود و بداند این انکار او به انکار خدا و رسول(ص) برمی‌گردد، مرتد خواهد بود و از دین خارج خواهد شد.

اساساً فلسفه «پوشش» در اسلام چیست و چرا تا این حد به این موضوع اهمیت داده شده است؟
فلسفه پوشش در اسلام شامل مواردی می‌شود که هر کدام به جنبه‌های روانی، خانوادگی، اجتماعی، بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او برمی‌گردد. در واقع پوشش زن در اسلام در این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازد.

زنان چون مظهر جمال خداوند هستند و همینطور به این دلیل است که میل به خودنمایی و خودآرایی دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص یافته است و برای مردان هم مسئله کنترل نگاه بیان شده است.

اما در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش روانی نیز توجه شده است که در اثر وجود حجاب و عفاف در زنان این آرامش برای جامعه به ارمغان می‌آید. در صورت عدم آن و از بین رفتن حریم میان زن و مرد هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی افزایش می‌یابد و باعث می‌شود که جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلزل شده و افراد آن به بیماری‌های روحی مبتلا شوند، این با توجه به روح سرکش و غریزه اشباع نشدنی انسان قابل درک است.

جنبه‌های دیگری را هم می‌شود برای آن متصور دانست؟
بله، جنبه دیگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگی است که به استحکام پیوند خانوادگی برمی‌گردد، این کاملاً واضح است که زن اگر زیبایی‌های خود را در خانه و برای همسر خود محدود کند هم به تقویت بنیان خانواده خود کمک می‌کند و هم به آرامش روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد فساد در آن، با رواج یافتن التذاذهای جنسی در سطح جامعه و بیرون از محیط خانه باعث آسیب‌های اجتماعی از جمله گریز جوانان از ازدواج می‌شود.

جنبه اجتماعی حجاب به استواری اجتماع مربوط می‌شود. همانطور که در مورد قبلی مطرح کردیم کشیده شدن التذاذهای جنسی از محیط خانه به اجتماع علاوه بر بروز آسیب‌های اجتماعی متفاوت، باعث تضعیف نیروی کار و فعالیت جامعه می‌شود.

شهید مطهری در این باره می‌فرمایند بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند: «حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است» بی‌حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است و این کاملاً در کشورهای غربی معلوم است و چه رسوایی‌هایی که در اینباره در این جوامع پیش آمده و می‌آید.

و بالاخره آخرین جنبه که بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن می‌گردد؛ زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفیف‌تر و باوقارتر باشند بر ارزششان افزوده می‌شود و احترامشان بیشتر می‌شود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود نمی‌دهند.

حال غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سال‌هاست که درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و از طریق این ضربه است که به راحتی می‌تواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت نیل به اهداف خود پیش برود.

نقش حجاب را در تحکیم خانواده چگونه ارزیابی می‌کنید و آیا بدحجابی تأثیری در پدیده‌هایی مانند طلاق دارد؟
یکی از علل اصلی طلاق، عدم رعایت دستورات اسلام در تشکیل خانواده و در تداوم و بقای آن است. اگر ایمان زن و مرد ملاک اصلی در ازدواج باشد، آنگاه به دنبال وجود ایمان، امنیت در خانواده‌ها ایجاد می‌شود و از هرگزندی مصون می‌شود. زنی که در ملأعام در برابر نامحرمان حجاب را رعایت نمی‌کند و زیبایی‌های خود را برای آنها عرضه می‌کند، در واقع مؤمن نیست و هرجا ایمان نباشد، امنیت نیست و طلاق یکی از محصولات عدم ایمان و امنیت است.

در محیطی که حجاب وجود دارد، دو همسر به یکدیگر تعلق دارند و احساسات و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است، اما در بازار آزاد برهنگی و بدحجابی، مقام زن را در حد یک کالای مشترکی در‌می‌آورد که همگان می‌توانند از او استفاده کنند و پیمان زناشویی قداست خود را از دست می‌دهد، آنگاه رابطه محبت‌آمیزی که میان زن و شوهر باید باشد، سست می‌شود و به‌تدریج بنیان خانواده از هم پاشیده می‌شود و خانواده‌ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می‌گردند؛ با این توضیح معلوم می‌شود میان بدحجابی و طلاق رابطه معناداری وجود دارد.

بسیاری از افرادی که به حجاب پایبندی خاصی ندارند ادعا می‌کنند که حجاب یک امر شخصی است و نباید حکومت یا نیروهای انتظامی در این‌باره دخالتی داشته باشند و موضوعی را به مردم تحمیل کنند. با توجه به نگاه این افراد، مقوله حجاب یک امر شخصی است یا عمومی و اجتماعی؟

اگر ملاک در شخصی بودن امری، سلیقه‌ای بودن آن باشد، صددرصد باید بگوییم که حجاب یک امر شخصی محسوب نمی‌شود.

به‌عنوان مثال انتخاب رنگ برای لباس یک امر سلیقه‌ای است، یکی رنگ زرد را می‌پسندد، دیگری رنگ آبی و به‌همین ترتیب. درعلاقه به شعر و شاعر یکی شعر حافظ را می‌پسندد دیگری سعدی را، بسته به سلیقه افراد است، اما حجاب اینگونه نیست که یک امر شخصی باشد، بلکه پس از پذیرش اسلام و بعد از اینکه فردی مسلمان شد، باید به این واجب الهی تن دهد و آن را رعایت کند، زیرا عدم رعایت این فریضه الهی، آثار بسیار سوئی را در جامعه می‌گذارد، فساد و تباهی را در جامعه گسترش می‌دهد، جلو رشد و تعالی انسان‌ها را می‌گیرد، بنیان خانواده‌ها را سست می‌کند، باعث افزایش طلاق می‌شود، زنان را در حد یک کالا تنزل می‌دهد و مانند آن، بنابراین به ‌این معنا یک بدحجاب نمی‌تواند بگوید «چار دیواری اختیاری» یا «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» زیرا اقدام اینگونه افراد شبیه مسافر یک کشتی است که در اتاقک خود مشغول سوراخ کردن کشتی می‌شود، او با این کار خود، هم خود را و هم تمام مسافران کشتی را غرق می‌کند. قاعده کلی این است که زن باید خود را از نامحرم بپوشاند و او را تحریک نکند، خواه در داخل خانه یا مدرسه یا دانشگاه یا بازار یا در عرصه اجتماع. تنها استثنا آن است که در مقابل محارم خود آزاد است.

در همین راستا برخی اظهار می‌کنند برخورد نیروی انتظامی با بدحجابی برخلاف آیه ۲۵۶ سوره بقره «لا اکراه فی‌الدین» است، آیا این نظریه درست است؟
اولاً این آیه و آیات شبیه به آن به یک مسئله در حوزه تکوین اشاره می‌کند و آن اینکه دست انسان در پذیرش دین باز است. انسان آزاد آفریده شده و می‌تواند اسلام نیاورد، همچنان که می‌تواند اسلام بیاورد و مسلمان شود. پس این آیه را می‌توان درباره کسانی مطرح کرد که می‌خواهند اسلام بیاورند.

به آنها می‌گوییم شما در پذیرش دین آزادید. بهترین شاهد ما مطلبی است که در ابتدای هر توضیح‌المسائلی آمده و آن اینکه در اصول دین شخص باید خودش به یقین برسد اما بعد از اینکه فردی اسلام را پذیرفت قطعاً باید ملتزم به لوازم و بایدها و نبایدهای آن بشود. بنابراین آزادی انسان در اسلام محدود به مرز واجبات و محرمات است. یعنی واجبات را باید انجام دهد و محرمات را باید ترک کند.

در صورتی که کسی واجبی را ترک یا حرامی را مرتکب شود اولاً امر به معروف و نهی از منکر او نسبت به تداومش واجب خواهد بود و ثانیاً نسبت به ترک واجب و انجام حرام، ‌حاکم اسلامی حق دارد او را تعزیر کند تا هم خود او بازداشته شود و هم نسبت به دیگران بازدارندگی ایجاد کند. وادار کردن کسانی که فریضه حجاب را علناً ترک می‌کنند از نگاه فقهی ادعا، اکراه محسوب نمی‌شود یا حداقل اینگونه موارد اکراه به حق خواهد بود نه اکراه به ناحق. توضیح بیشتر این بحث را می‌توان در ذیل اصطلاح «حکومت» در علم اصول فقه پیگیری کرد به عنوان مثال ماده ۲۰۷ قانون مدنی بر ماده ۲۰۲ همان قانون حاکم است.

در ماده ۲۰۷ آمده است: ملزم شدن شخص به انشای معامله به حکم مقامات صالحه قانونی، اکراه محسوب نمی‌شود. در پایان متذکر می‌شوم که آزادی انسان از نگاه اسلام در سایه عبودیت حاصل می‌شود بنابراین کسی که واجبات را انجام می‌دهد و محرمات را ترک می‌کند، مسیر آزادی را طی می‌کند از آن طرف کسی که حجاب را ترک می‌کند یعنی به واجب الهی عمل نکرده است در نتیجه نمی‌توان درباره او از آزادی سخن گفت.

می‌توان گفت که رعایت نکردن حجاب در سطح جامعه باعث تضییع حقوق دیگران می‌شود؟
قرآن کریم می‌فرماید: «ولاتعاونوا علی‌الأثم‌والعدوان (مائده، آیه۲) درگناه و تجاوز یکدیگر را کمک نکنید.» زنی که حجاب را رعایت نمی‌کند در واقع به دیگران کمک می‌کند تا مرتکب گناه شوند، به عبارت دیگر زمینه گناه را برای دیگران فراهم می‌کند و حال آنکه حق هر انسانی آن است که خدا را بپرستد و از دستورات او اطاعت کند و سرپیچی ننماید و در یک کلمه گناه نکند.

اینگونه زنان در واقع حقوق مردان را ضایع می‌کنند. یک جوان که در دانشگاه درس می‌خواند و در آستانه ازدواج است و امکان ازدواج برای او فراهم نیست، وقتی دختری با وضعیتی زننده در مقابلش قرار می‌گیرد، توان فکر و اندیشه را از او می‌گیرد و مانع بزرگی در مسیر ترقی او ایجاد می‌کند و در واقع یک ضرر بزرگ روحی- روانی بر او وارد می‌کند.

آلوده کردن محیط درس و کار به‌ لذت‌جویی‌های شهوانی، موجب فلج‌کردن نیروی اجتماع می‌شود و جامعه را از رشد و ترقی باز می‌دارد، البته منظور بنده از رشد، پیشرفت صنعتی نیست تا به ما اشکال کنند که این اتفاق در کشورهای دورچرا نیفتاده است. بلکه مراد، پیشرفت و سعادتی است که اسلام طراحی کرده است وگرنه کشورهای غربی تنها در صنعت و تکنیک و مانند آن پیشرفت کرده‌اند ولی در اخلاق و معنویت دائم در حال پسرفت هستند، به‌گونه‌ای که در برخی از امور از حیوانات نیز عقب‌تر رفته‌اند که ازدواج مردان با یکدیگر از آن نمونه است.

اگر پسران و دختران ما در محیط جداگانه درس بخوانند همچنان که در مدارس مشاهده می‌کنیم یا اگر در یک محیط درس می‌خوانند همچنان که در اکثر دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم، دختران طبق ضوابط فقهی و شرعی بدن خود را بپوشانند و هیچ‌گونه آرایشی نداشته باشند و به‌طور کلی از هر حرکتی که باعث تحریک پسران شود، خودداری کنند، قطعاً بهتر درس می‌خوانند و فکر می‌کنند و مراحل ترقی را طی خواهند کرد.

نگاه مکتب اسلام به امنیت روحی- روانی چیست؟
در مکتب اسلام، برای امنیت روحی- روانی مردم در جامعه ارزش خاصی در نظر گرفته شده است، به عنوان مثال لکه‌دار کردن حیثیت مردان و زنان مؤمن را با تهمت‌های ناروا، گناه کبیره قلمداد کرده و به کسانی که زنان و مردان پاکدامن را به زنا متهم می‌کنند و چهار شاهد بر اثبات مدعای خود ندارند براساس آیه چهار سوره نور، فاسق نامیده و علاوه بر اینکه الی الابد شهادتشان قبول نمی‌شود با ۸۰ ضربه تازیانه باید به مجازات برسند.

خب رابطه امنیت و حجاب چگونه رابطه‌ای بوده و میزان تأثیرگذاری آنها از یکدیگر به چه میزان است؟
از نگاه کتاب و سنت، امنیت در هر حوزه‌ای زاییده نظم است، نظم هم با عمل به قوانین و مقررات
به وجود می‌آید و در سایه امنیت است که استعدادها شکوفا می‌شود، در نتیجه جامعه مسیر ترقی و تعالی را به سرعت طی خواهد کرد، بنابراین اگر اسلام نسبت به امنیت جسمی و روحی- روانی مردم حساس است، قبل از این قوانین و مقررات و باید و نبایدهایی را برای ایجاد چنین امنیتی طراحی کرده است. نگاه اسلام به حجاب از این زاویه قابل بررسی است، به این معنی که اگر زنان مطابق طراحی اسلام حجاب خود را رعایت کنند، امنیت روحی- روانی برای مردان به وجود می‌آید و خود نیز از بسیاری از خطرات حفظ می‌شوند. حجاب یکی از مصادیق فرهنگ عفاف در جامعه است. حفظ عفت آنقدر از اهمیت برخوردار است که پیامبر اکرم(ص) در یکی از سخنانش برای امت خود دعا می‌کند و می‌فرماید: خدایا به محمد و آل محمد و کسانی که محمد و آل محمد را دوست دارند، دو چیز ارزانی کن؛ یکی عفت و دیگری کفاف. کفاف یعنی آنقدر داشته باشند که دست نیاز به سوی این و آن دراز نکنند.

با توجه به آنکه می‌بینیم در جامعه ما بیشتر به امنیت جسمی افراد اهمیت می‌دهند تا گونه‌های دیگر امنیت، به نظر شما امنیت جسمی در اولویت است یا امنیت روحی- روانی؟
همینطور است. متأسفانه ما در تأمین امنیت جسمی مردم حساسیت بیشتری نسبت به امنیت روحی- روانی آنها قائل شده‌ایم. به عنوان مثال، کمربند ایمنی را اجباری کردیم و به تدریج نهادینه شد. برای سرعت غیرمجاز، جریمه‌های سنگین در نظر گرفتیم، کلاه ایمنی را برای موتورسواران و معاینه فنی وسایل نقلیه را نیز اجباری کردیم؛ همه این سختگیری‌ها برای آن است که جسم و جان مردم سالم بماند و جالب این است که مردم هم به تدریج به این مقررات عمل کردند و عموماً رعایت می‌کنند. چون انسان عاقل می‌داند که این کارها به نفعش است و به ضررش نیست و جسم و جان او سالم می‌ماند.

اما در مورد حجاب که باعث حفظ امنیت روحی- روانی مردم می‌شود و در بسیاری موارد از تزلزل در بنیان خانواده‌ها و از هم پاشیدن آن جلوگیری می‌کند، سرمایه‌گذاری نکردیم و این در حالی است که امنیت حاصل از حجاب در جامعه بسیار مهم‌تر و حساس‌تر از امنیت جانی مردم در مثال‌های بالاست.

اگر جوانی که در آستانه ازدواج است ولی امکان ازدواج برای او فراهم نیست زنی را با ظاهر نامناسب و زننده ببیند به شدت از لحاظ روحی آسیب می‌بیند و زندگی او تحت تأثیر این رفتار ناشایست قرار می‌گیرد.

علنی شدن بی‌حجابی و مصادیق آن چگونه شکل می‌گیرد و چگونه می‌شود از عمومی شدن آن به‌صورت کارشناسی جلوگیری کرد؟
مسیری که یک گناه تا علنی شدن طی می‌کند آن است که ابتدا مردم در مقابل انجام گناه، امر به‌معروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند. وقتی که مردم در مقابل گناه عکس‌العمل نشان ندهند، باگذشت زمان، قبح آن گناه شکسته می‌شود، وقتی قبح گناه شکسته شود، انجامش برای همگان آسان می‌شود. در نتیجه به ‌صورت آشکار گناه مورد نظر به انجام می‌رسد. اینجاست که امام علی(ع) فرمودند: «اشد الذنوب ما استهان به صاحبه» شدیدترین گناهان، گناهی است که انجام‌دهنده‌اش آن را سبک بشمارد. علنی شدن گناه، آثار بسیار خطرناکی را درپی می‌آورد چنانکه در آیات و روایات به آن اشاره شده است، به‌عنوان مثال می‌توان به جلد ۱۱ وسایل‌الشیعه مراجعه کرد که در آن روایات آمده: با علنی شدن برخی از گناهان، مرگ‌های ناگهانی زیاد می‌شود یا سبب می‌شود که باران کم شود یا زلزله بیاید.

در فقه شیعه هم برای کسانی که متظاهر به فسق هستند یعنی علنی مرتکب گناه می‌شوند، احکام خاصی وجود دارد، مثلاً در روایات آمده: «لاغیبه للمعلی بفسقه» یعنی غیبت کردن پشت سر کسی که علناً مرتکب گناه می‌شود حرام نیست. امروزه بدحجابی به‌صورت آشکار و علنی در جامعه دیده می‌شود.

معلوم است علت این پدیده شوم که حیثیت جامعه اسلامی را لکه‌دار کرده است به‌خاطر این است که در مقابل این گناه، امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرده‌ایم هم از جانب مردم و هم از طرف کسانی که مسئولیت دارند.

ترک این دو فریضه بزرگ الهی گاه به جایی می‌رسد که امام حسین(ع) برای احیای دوباره دین باید جان خود را فدا کند. امر به معروف و نهی از منکر زمینه‌ساز تمام فرایض الهی در جامعه هستند.

ما امروزه حتی در پایین‌ترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر یعنی مرحله قلبی و زبانی نیز انجام وظیفه نمی‌کنیم.

اگر تک‌تک افراد جامعه در بازار یا خیابان، در دانشگاه یا ادارات دولتی و مانند آن به‌صورت تذکر زبانی از چنین منکری نهی کنند، آثارش روز‌به‌روز در جامعه ظاهر می‌شود.

ما با بی‌اعتنایی‌های خود کار را به آنجا رساندیم که قبح این گناه شکسته شد و ترک این فریضه بزرگ الهی یعنی حجاب، بسیار آسان شده است، بنابراین امام علی(ع) می‌فرماید: «و ایم الله ما کان قوم قط فی غض نعمه من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان‌الله لیس بظلام للعبید» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۸) به خدا سوگند! هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی‌دارد.

بهترین نوع برخورد با این پدیده چگونه باید صورت بگیرد که هم امنیت مردم حفظ شود و هم جامعه به سمت تعالی حرکت کند؟ سهم رسانه ملی را به عنوان تأثیرگذارترین ابزار چگونه تبیین می‌کنید؟
البته قبل از برخورد، باید احکام حجاب در اسلام برای مردم اطلاع‌رسانی شود یعنی یک اهتمام جدی به این مسئله صورت گیرد.

در رسانه‌های گروهی اعم از صدا و سیما، روزنامه‌ها و مجلات همچنین در دانشگاه‌ها و مدارس و ادارات دولتی اهمیت حجاب، آثار حجاب و ‌شکل حجاب برای مردان و زنان تشریح شود تا موضوعاً و حکماً برای مردم روشن شود. فراموش نکنیم که این مسئله برای عموم مردم متدین جامعه روشن است، ولی ممکن است برخی هنوز در بی‌خبری به سر ببرند بنابراین تبلیغ و رساندن این حکم به سمع و نظر مردم بسیار مهم است. در مرحله بعد نسبت به کسانی که این فریضه بزرگ الهی را زیرپا می‌گذارند باید از کانال‌هایی وارد شد. امر به معروف و نهی از منکر- طبق اصل هشتم قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ‌دعوت به خیر، ‌امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، ‌دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.

اما از آنجا که این دو فریضه دارای مراتب است و مرتبه اول آن قلبی است، یعنی ناخشنودی درونی باید در چهره، ظاهر و رفتار امر به معروف و نهی از منکرکننده ظاهر شود مثلاً با عبوس کردن، ‌دست ندادن و مانند آن.

مرتبه دومش زبانی است که باید امر و نهی کرد و در مرتبه سوم که یدی و اعمال قدرت است از ضرب و سپس جرح شروع می‌شود تا به مرحله قتل می‌رسد.

مرتبه یدی وظیفه مردم است یا حکومت، وآیا در حال حاضر به آن عمل می‌شود؟
مرتبه یدی با سه مرحله خود تنها وظیفه حکومت است و هیچ‌کس نباید این اقدام را انجام دهد مگر با اجازه حکومت اما مرحله قلبی و زبانی بین مردم و دولت مشترک است یعنی تمام افراد جامعه اعم از افراد عادی و حکومت شرعاً موظف هستند امر به معروف و نهی از منکر کنند. فراموش نکنیم اگر تذکر زبانی توسط یکایک مردم مسلمان جامعه به انجام رسد در آن زمان معلوم می‌شود که اثرش از اثر بمب اتمی کمتر نیست.

منظور این است بسیاری از انحرافات از جامعه ریشه‌کن می‌شود و کمتر پیش خواهد آمد که نیاز به اعمال مراحل بعدی شود. فراموش نکنیم که ماهیت این دو فریضه، دفع است نه رفع.

جایگاه امر به معروف ونهی از منکر دراین بین کجاست؟
در نتیجه امر به معروف و نهی از منکر یعنی امر به معروفی که قرار است ترک شود و نهی از منکر یعنی نهی از منکری که قرار است، واقع شود. زیرا اگر معروف، ‌ترک و منکر واقع شود، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن، ‌بی‌معنا خواهد بود مگر نسبت به استمرار و تداوم آن. در نتیجه این دو فریضه همیشه رو به آینده دارند.

شاهد این مدعا آن است که فقها، ‌قصد استمرار از ناحیه تارک یا مرتکب را جزو شرایط وجوب این دو فریضه می‌دانند به همین جهت است که حوزه این دو فریضه نسبت به حدود و تعزیرات و قصاص فرق می‌کند.

نقش قاضی دراین بین چقدر اهمیت دارد؟
از نظر فقهی دست حاکم و قاضی نسبت به مجازات کسانی که حجاب را رعایت نمی‌کنند و تظاهر به بدحجابی در ملأعام می‌کنند، باز است زیرا طبق قاعده هر کس واجبی را ترک یا حرامی را مرتکب شود، حاکم اسلامی حق دارد او را تعزیر کند به شرط آنکه اولاً آن گناه، گناه کبیره و ثانیاً حدی برای آن تعیین نشده باشد یعنی مجازات معینی برای آن در نظر گرفته نشده باشد و گناه ترک حجاب از این قسم است.

اختیار تعزیر و انتخاب نوع آن باز هم به دست حاکم است؟
بله. دقیقاً همینطور است، چه با شلاق یا جریمه نقدی یا توبیخ و عزل از مقامات دولتی و مانند آن. البته در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی آمده است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می‌شوند به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا به ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.» پس دولت اسلامی حق دارد در این مرحله با مجازات و کیفر، مانع زیر پا گذاشتن مقررات اسلامی توسط اینگونه افراد شود.

با توجه به موضوعات مطرح شده می‌توان گفت وضع جامعه معلول بی‌تفاوتی افراد متدین و دینمدار نسبت به ناهنجاری‌های اجتماعی مخصوصاً بی‌حجابی است؟
البته یکی از علل همین است که بی‌تفاوت شده‌ایم و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرده‌ایم.
فریضه‌ای که براساس سخن امام علی(ع) در مقابل تمام اعمال خیر حتی جهاد فی سبیل‌الله مثل دریایی عمیق در مقابل رطوبتی است که در یک نفس کشیدن انسان وجود دارد، ولی ناهنجاری‌ها عمل دیگری نیز دارد از جمله غذای حرام و شبهه‌ناک.

منبع: جوان آنلاین